ولا حول ولا قوه الا بالله![]()
رب اشرح لی صدری و ....... واحلل عقده من لسانی یفقهو قولی![]()
وقال شیخکم فی سنه الجدید الورود
سلام علیکم و رحمه اله و برکاته ![]()
کیف احوالکم نحن مشتاق للسازین احوالکم والخوشین اوقاتکم ![]()
و اما بعد قال نه جورسوز
معناه فی لغت الفارسی چگونه اید بی ما وب براتون با صفا بودندی و یا خیر
شیخ بعد تفکراتی عمیق در اوضاع چرخ گردون بر موارد ذیل بسیار معتقد گردید که هان ای شیخ ![]()
ای که ۳۰ رفت و در خوابی مگر امسال یه کم دریابی ![]()
شیخ اوقات خویش را در باب زندگی ۲ حالت یافت که هر حالتی را حالاتی یحتمل که از حوصله این مقال خارج بودندی
اول باب زندگی همانی است که در عالم فیزیک در جریان است که مشتمل بر قوت لایموت
امورات اندرونی تحصیل علوم و امثال ذالک که خویش شما بر این امور بسی واقفید و ما بتفضل سوخون نخواهیم راند البت اساس مسئله که شیخ را بسی میجنباند امر خطیر مسکن بودندی (که ما واقفیم از این باب هودرد کم نبودندی)
اما امر دویوم عبارت از این بودندی که ای جماعت این عالم فیزیک را انسویی است که بر آن عالم متافیزیک هم گویند که امری بس حساس است و خطیر که سخن در این باب بسیار دارم اما تقیه فرموده و به اشارتی اکتفا خوهم فرمود که : ای جماعت بدنبال امری و یا بگویید مکتبی همی خواهم رفت که ارامش درونم را به من به ارمغان اورد![]()
باب اول شیخ
۱ - قصد بر آن دارد که همانند جیناب کلاغ
(در میان حیوانات باهوشترین است) هر آنچه از پول و پله یافت در حسابی به نام مسکن ذخیره فرمایید باشد که وامی بدست ارد ![]()
۲ - بر خلاف سنوات قبل ای جماحت بدانید و اگاه باشید که ما زن ذلیل خواهیم بود و این امر بسی بر اهل عیال ما مشهود گردیدنی
ما ادله فراوان بر این عزم خویش داریم که با پرداخت حق المشاوره در اختیار مریدان خواهیم نهاد باشد که خدمتی ناچیز بر اخلاق خانواده فرموده باشیم
۳ - در تحصل علوم از باب اطلبو العلم و لو بالسین بسیار خواهیم کوشید (در این امر خودمان را مسخره فرمودیم موش تو سوراخ نمی رفت ..................)
بقیه را بعدا میفرماییم