تبليغاتX
وب نوشت
زندگی ,خاطرات, دلتنگی ها و خلاصه هر چه میخواهد دلم ...
بسم اله الرحمن الرحیم

ولا حول ولا قوه الا بالله

رب اشرح لی صدری و .......  واحلل عقده من لسانی یفقهو قولی

وقال شیخکم فی سنه الجدید الورود      سلام علیکم و رحمه اله و برکاته

کیف احوالکم  نحن مشتاق للسازین احوالکم والخوشین اوقاتکم  و اما بعد قال نه جورسوز معناه فی لغت الفارسی چگونه اید بی ما وب براتون با صفا بودندی و یا خیر

شیخ بعد تفکراتی عمیق در اوضاع چرخ گردون بر موارد ذیل بسیار معتقد گردید که هان ای شیخ

ای که ۳۰ رفت و در خوابی       مگر امسال یه کم دریابی

شیخ اوقات خویش را در باب زندگی ۲ حالت یافت که هر حالتی را حالاتی یحتمل که از حوصله این مقال خارج بودندی

اول باب زندگی همانی است که در عالم فیزیک در جریان است که مشتمل بر قوت لایموت امورات اندرونی تحصیل علوم  و امثال ذالک که خویش شما بر این امور بسی واقفید و ما بتفضل سوخون نخواهیم راند البت اساس مسئله که شیخ را بسی میجنباند امر خطیر مسکن بودندی (که ما واقفیم از این باب هودرد کم نبودندی)

اما امر دویوم عبارت از این بودندی که ای جماعت این عالم فیزیک را انسویی است که بر آن عالم متافیزیک هم گویند که امری بس حساس است و خطیر که سخن در این باب بسیار دارم اما تقیه فرموده  و به اشارتی اکتفا خوهم فرمود که : ای جماعت بدنبال امری و یا بگویید مکتبی همی خواهم رفت که ارامش درونم را به من به ارمغان اورد

باب اول        شیخ

۱ - قصد بر آن دارد که همانند جیناب کلاغ (در میان حیوانات باهوشترین است) هر آنچه از پول و پله یافت در حسابی به نام مسکن ذخیره فرمایید باشد که وامی بدست ارد

۲ - بر خلاف سنوات قبل ای جماحت بدانید و اگاه باشید که ما زن ذلیل خواهیم بود و این امر بسی بر اهل عیال ما مشهود گردیدنی  ما ادله فراوان بر این عزم خویش داریم که با پرداخت حق المشاوره در اختیار مریدان خواهیم نهاد باشد که خدمتی ناچیز بر اخلاق خانواده فرموده باشیم

۳ - در تحصل علوم از باب اطلبو العلم و لو بالسین  بسیار خواهیم کوشید (در این امر خودمان را مسخره فرمودیم موش تو سوراخ  نمی رفت ..................)

بقیه را بعدا میفرماییم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 16:44  توسط محمد  | 

سلام رفقا

اميد آن داريم كه در سال جاري ايام بسيار خوب و زيبايي داشته باشيد و بر اين امر از درگاه ذات اقدس پروردگار با الحاح دست دعا برداشته ايم .

و اما شيخ  در حال تدوين برنامه چشم انداز سال 86 ميباشد كه به محض اتمام اين امر خطير سرفصل هاي اين برنامه جهت ثبت بر جريده تارنما مرقوم خواهيم فرمود

در سالي كه گذشت شيخ گرفتار روزمرگي گرديد و بر خلاف سنوات قبل كار بزرگي انجام نفرموده  است اما نقطه شروعي براي اهداف بلند مدت خويش همي زدندي در سالي كه گذشت چنين شد

-          شيخ همت خويش بر كسب روزي حلال گماشت

-          در خدمت بر والدين گرام در حد مقدور از تلاش فرو گذار نبود

-          در خدمت به خلق اله اگر مقبول حق افتد در حد وسعمان تلاش فرموديم

-          زمان كافي از لحاظ كيفي و كمي بر فرزند دلبند خويش مبذول فرموديم

-          اولين قدم براي ادامه تحصيل برداشتيم و براي ادامه اين كار نياز به تغييرات اساسي در زندگي داريم

-          شرمنده همسر بزرگوار خويش بوديم كه مشكلات و كارهاي خانه را به تنهايي به عهد گرفتند كه از ايشان ممنونيم

-          شرمنده خودمانيم كه امسال ملتفت گرديدم كه در زندگي هيچ وقت و جايگاهي براي جيناب خودمان اختيار نفرموديم

خواهر بزرگوارمان(ته تغاري بود ديگه آبجي مابجي خبري يوخ) را به خانه بخت شوطيديم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عزيزان سال با تمام خوبي ها و بديهايش گذشت و من و شما يك سال از عمرمان را از دست داديم عمري كه برگشت آن را هيچگاه اميدي نيست و چه باارزش كالايست اين گوهر عمر اما چه آسان از دست ميدهيمش .

باري هر گاه بر  عمر گذشته مينگرم حالي عجيب دارم از يك سو ميبينم كه من كم و بيش تلاش خويش را كردم كه زندگي شرافتمندانه و راحتی براي خودم و خانواده ام داشته باشم و روزي حلالي  بدست آورم كه اين امر رضاي خاطر برايم به ارمغان مياورد اما از سويي ديگر وقتي به آينده مينگرم و نهایت اين همه كار تلاش را كه مرگ پايان آن است ميبينم سخت در اضطراب و واهمه وخوف غوطه ور ميشوم راستي كه كوله بار و ره توشه منزل ابدييم كم و ناچيز است و اگر رحمت خدا شامل حالم نگردد چه بلايي بسرم خواهد آمد نمي دانم

آخر الامر گل كوزه گران خواهي شد            حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كني

خداي من اميد شب اول قبر و منازل آخرت و دنياي من براستي آيا پناهي براي بندگان خطا كار و غافلي چون من براي رهايي از كارهايي كه براي نفس خويش كردم نه براي رضاي تو هست

 

هيهات ما ذالك الظن بك ولا اخبرنا من فضلك يا كريم

ميدانم و باز به يقين ميدانم كه تو مهربانتر از آني كه در فكر چو مني آيد اما افسوس  و صد افسوس كه لحظات عمر من بدون ياد تو ميگذردو اين براي عاشق دلسوخته اي چون من سخت عذاب آور كه در حالي كه تو خود گفته اي

نحن اقرب اليكم من حبل الوريد

من باز هم اينگونه از تو دروم .

باري رفقا سخن به بيراهه رفت و سوز دلي بر سطح اين تار نما نمايان گرديد  خاطر مكدر نفرماييد كه ما هنوز زنده ايم و نفس ميكشيم و تا رنده ايم فرصت براي جبران مافات هست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 16:43  توسط محمد  |