بنام او كه مرا آفريد برايم زندگي بخشيد و قدرتي داد كه بنويسم
.
باري شرط برآورده گرديد و اينك به احترام عزت نفس خويش و دوست عزيزم خواهيم نوشت![]()
اواسط سال 79 بودندي كه ما را عشق بر آن داشت كه چونان قناري يان خوش الحان
خود و هم نفس خود را در زير يك سقف گرفتار همي كنندندندي لازمه اين امر چنان بودندي كه امارتي مهيا كردندي
باري خدا والدينتان را برايتان محفوظ كردندي كه والد ما خانه اي زاپاس داشتندي و ان را به دو قناري سپردندي تا سه تا شدندي
و ما بر آن شدندي كه رنگي بر در ديوار آن زندندي و اين عمل شدندي و شد آنچه شد (و قتل من قتل و سبي من سبي آنان كه دعاي ندبه خوان هستند مطلب را در هوا زدندي) .
بنده بر بالاي چهار پايه بودندي![]()
و رنگها را با عشق بر سقف ميزدندي
كه ناگاه در هواي قناري دوم (همسر فداكارم)بال در آورندني و از آن بالا به مقصد ابرها پر زدندي
كه ناگاه اينگونه بر ما الهام شدندي كه هان اي غافل (اوهوي)اين سخنان در كتاب بودندي و پرواز را پري بايد
ولي دير همي شده بودندي و ما بجاي ابرها مسافر كف اتاق بودندي باري :عزيزاني كه مشكل قلب داشتندي چشمان را بر گذاردندي تا اين صحنه را نديدندي به نا گاه حسي بر ما مستولي شد كه ما را در ميان زمين و آسمان ملكي(فرشته) از ساق پايمان گرفتندي نگوكه اين ملك پايه دوم چهار پايه بودندي كه پاي مبارك ما در ان گير كردندي و ما را با كله مبارك بر زمين كوبيدندي . آخ خخخخ![]()
باري
از همان ابتداي زندگي خيرات و بركات بر ما اينگونه نازل شدندي (هنوز حرفش بود اينگونه شد خودش كه آمد چه ها كه نشد بماند). باز هم باري
عزيزان با توجه به وجود باد عشق در كله مباركمان سر ما از اين ماجرا جان سالم بدربردندي اما پايمان بدردي شديد مبتلا شدندي
.البت بر ما واجب شرعي است كه اعلام كنيم اين نعمت باري تعالي بودندي كه در لباس نقمت بر ما نازل شدندي كه در ادامه همي خواهد گذشت.
بلييييييي
دوستان از آنروز تا يكماه اندي ديگر ما بايد به ماه عسل رفتندي (جشن و ریم دام دارام و ...) و ما دست بكار شدندي تا آنروز (روز موعود) بال و پر شكسته را دوا همي نمودندي طبيبان متعدد تعويض نمودندي عكسهاي بسيار از استخوان خيش انداختندي اما درد پاي ما خوب نشدندي
(آقايون اطباي استخوان نبفهمندندي)
تازه دادماد لنگ لنگان با عصاي امانتي يكي از دوستان حركت مي كردندي اما ثمري نداشتندي بر ما وقايع بسيار در اين باب گذشت اما بخاطر جلوگيري از اطاله كلام مختصر نويسي شدندي .
يك هفته مانده به مراسم به اصرار دوستي كه خدا محفوظش بدارد و هم اكنون نبز از مريدان ما بودندي و هر از چند گاهي از محضر ما استفاده كردندي برما توصيه كردندي كه به شكسته بندي مراجعه نمودندي و ما نيز همان روز با جناب ايشان رفتندي .شكسته بند نگاهي در ما كردندي و همي گفتندي اي شيخ
پاي شما چركيلودندي
مي بندمش اما 5 تا يني سيلين بعد آن جيز كردندي
باري ما نيز نشستندي پاي بر دامن حاج ابراهيم شكسته بند(انتهاي خيابان عباسي) نهادندي وچشمان مبارك را بستندي با يك حركت انتهاري تكاني بر مچ پاي مبارك ما دادندي و صدايي بر آسمان بلند
شدندي كه ملائك از ان صدا همگي به ناگاه بر حال تازه داماد گريستندي
. اما حال ما رو به بهبود نهادندي
و روز به روز بهبود حاصل شدندي اما به روز مراسم نرسدندي .![]()
انچه در مراسم گذشت را در وب نوشت بعدي خواهم آورد
تا بعد شما را امانت دست ايزد منان ميسپارم![]()
نکته : این وب نوشت به علت کامل نشدن داستان هنوز به نتیجه نرسیده است ولی برای ایینکه بی نتیجه هم نشود این آیه رو داشته باشید
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه
امیدورارم که همه تون خوب باشین
اگه سرما خوردگی دارین الهی به حق دعای خیر ما شفای عاجل بیابید![]()
این پست به شرح ماجرای مربوط به مادر عزیزتر از جانم مربوطه ماجرای شکستگی پای خودم در زمان نامزدی داستانییه بامزه
که اگه استقبال از این پست خوب باشه در قالب طنز خواهیم نوشت
باری چشمتان روز بد نبیناد
بر ما و خانواده معزز و بزرگمان ضایعه ای وارد گردید که نوشتن آن برایمان جهت ثبت بر جریده دهکده جهانی خالی از لطف نمیناید.![]()
باری روزگانی پیش در حالی که از مرض سرما خوردگی ضعف و تب بر ما مستولی بود بعد از ورودمان به دودمان تلفن زنگ همی خورد خواهر گرام در پشت گوشی ندا همی در داد:
ای غافل چگونه آسوده ارمیده ای که مام تو از درد کمر بر خود همی پیچد .![]()
سریع شال کلاه کرده بسوی خانه پدری با ذوالجناح
(پیکان خودمون) روان گشتیم .خواهر راست همی گفته بود مام گرام در بستر همی افتاده بود
سریع از جای خیزانیدیمش بر ذوالجناح سوارانیدیمش و بسوی یک شکسته بند روانانیدیمش(چی شد :چون قافیه تنگ آید شاعر به جفگ آید).
توضیح:بار قبل که مام این مشکل را پیدا کرد ۴ دکتر عوض کردیم که خوب نشد هیچ بدتر هم شد اون هم چه دکترهایی دکتر پناهی دکتر مصباح دکتر مستوقی و دکتر لواسانی ولی یه نسخه شکسته بند درمونش کرد.![]()
تا رسیدیم انبوهی از جمعیت بر در دکان بودند. حاج آقا در نماز متشرف بودند باری نوبت گرفتیم تا آمدند و نوبت ما هم شد بعد از اندکی فرمودند آقای ... مادر شما در مهره های ۳ و ۴ دیسک دارند
و اینگونه امتحان کردیم نتیجه گرفتیم ۳۰۰ گرم دمبه
۳۰۰ گرم خرما
با هم مخلوط کرده به ۱۴ قسمت تقسیم کرده در ۱۴ تکه پارچه ۲۰در ۲۰
مالیده و هر شب یکی را بر محل درد گذاشته و تا ۱۴ روز حمام نرود
غذای که خاصییت گرم دارد نخورد و پای خود را هر روز با روغن زیتون ماساژ دهد
(آخه پای مامبلی ورم کرده بود) حالا حساب کنید مام گرام بعد ۱۴ روز چه شود همه چی به کنار دلمان برای باب گرامی کباب شد طفلی چه کند ۱۴ روز او وهههههههه ![]()
الان ۳ روز است که حال مام گرام رو به بهبود است الحمد لله (البته به احترام زندگی مشترگ یواشکی یه دوش گرفته که امیدواریم ضرر نکناد)
نتیجه :ولا تقل لهما اف ولا تنهرهما وقل لهما قولا كريما
قربونه نه نه و ده ده قلم برم الهی نوکرم
دوستان و عزیزان اکنون که بر آن شدیم که رنگ لعاب وبلاگ رو بیشتر به مذهب و اعتقادمان نزدیک کنیم حرفی را که مدتی است میخواهم بگویم اما نگفته ام بر صفحه مجازی هم خواهم نگاشت باشد که عزیزان متدین و غیر متدین با نظری دل ما خوشنود و سخنمان را نقد کنند
معتقدم :
اولین کاری که دین و مذهب زیبا ودوست داشتنیم با روح انسان میکند تلطیف روح و ایجاد حساسیت در مقابل عوامل بیرونی است انگونه که انسان در مسیر فطرت خویش گام بردارد.
حال اگر انسان از تمام زوایا بر دین اشراف داشته باشد دینش همان اسلام ناب محمدی (ص) میشود ولی اگر تنها در یک زاویه حرکت کند انحراف بوجود خواهد آمد .
مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری در تحلیل واقعهبزرگ عشورا که آن را دانشگاه اسلام نامیده است میگوید :
هر کسی از زاویه ای عاشورا را دیده یکی قسمت مصائب آن را بزرگ کرده یمی قسمت ترحم و فتوت حسین در اب دادن به دشمناش و یکی در مصائب اسرا و..... امام نگاه جامع بر واقعه بزرگ عاشورا آنگونه که باید باشد نشده (بقولی قضیه شناختن فیل در تاریکی شب که همه میدانید) .
بنده در وبگردیهایم در صفحه اینترنت بیشتر وبلاگهای مذهبی را با قالبی مغموم ودلگیر و خشن دیدم (عرض میکنم بیشتر نه همه )
خوب : که این موضوع در جذب مخاطب مشکل ایجاد میکند ضمن اینکه توضیح از دوستانی خواستم که وبلاگ زیبای مذهبی داشتند ولی عکسهای شهید ترکش خورده و....که در نظر مخاطب وبلاگ مقداری چندش آور و ترسناک جلوه میکند فرمودند (کلی)که ما اینیم بذار هر کی هر چی میخواد بگه.
که من موافق نیستم
ما مسلمونها موظفیم که قالبهای زیبا و قالبهای خشن دین را با روش معقول به دوستانی که هنوز در کنه دینمان عمیق نشده اند نشان دهیم نه فی البداهه از خون حسین و مرگ کافران نو ... بگوییم
خون حسین فلسفه داشت
آن زمان که دیگر عقل با وجود یاران پیامبر و گفتن سخن پیامبر در مغز انسانها نگنجید حسین مجبور بود که با تحریک عواطف و وجدان خفته دین را ترویج دهد نه اینکه ما با شمشیر دین را تبلیغ میکنیم .
اگر عقل آن روز مردم کار میکرد و سخن کارگر بود حسین مانند برادر بزرگوارش حسن جهاد را ادامه میداد حسین ما بخاطر تحریک عواطف ما در جهت تفکر به اصل و اساس دین اینگونه در خون غلطید وگرنه این همان حسین بود که باصرار اصحابش جهت مبارزه با سپاه قلیل حر مواجه شد ولی گفت ما آغازگر جنگ نخواهیم بود.
دوستان مذهبی نویس اندکی قالب وبلاگ را از خونت تهی و به تعقل سوق دهیم .
بسا که بزرگان ما هم از گفتنم مصیبت باز و آشکار دوری کرده و ما را نهی نموده اند .
اخیهههههههههههه راحت شدم
التماس دعا
بسم الله الرحمان الرحیم و صلی الله علی سید المرسلین محمد النبی و اله اطیبین الطاهرین و لعن الله الدائم علی اعدائهم اعداء الله من الان الی یوم الدین
واما بعد قال الله حکیم فی محکم کتابه
اعوذه بالله من الشیطان الرجیم ![]()
ان الانسان خلق هلوعا ـ اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون![]()
به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است ـ هنگامی که بدی به او رسد بی تابی میکند ـ و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران میشود (و بخل میورزد) ـ مگر نماز گزاران ـ آنها که نماز را پیوسته به جا میآورند.
ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما بزرگواران و مومنان و عزاداران اباعبداله الحسین و عرض تسلیت بمناسبت شهادت مولا یمان حسین (علیه السلام) بر آن شدیم که درباره آیه مذکور در ابتدای عرایضم توضیحاتی مختصر هر چند سطحی بعرض برسانم
لازم بذکر است که خروج از قالب طنز این وبلاگ و گفتن مسایل جدی اندکی بر ما سخت مینماید ولی به احترام کلام الهی این موضوع تعدیل گردید.
میفرماید به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده . میگویید نه شاهد قضیه خود بنده میباشم که تا وقتی که در صحت و سلامت بودم انگونه که در وبلاگم می بینید انواع اراجیف بافته ام اما اکنون که در تب میسوزم و مرضی مرا رسیده این گونه یاد آیه ای از قران افتاده ام و الحمد والمنته که این آیه روحم را نوازش داد و درد تن بواسطه انبساط روح به ورطه فراموشی سپرده شد .
خوب دیگه بضاعت ما این بود:(این شعر رو از زبان خدا در وصف حال بنده است)
هر کسی از ظن خود شد یار من
وز درون من نجست اسرار من
در ابتدای مرضم یک شیونی براه انداختم که انگاری درد بلای عالم بر سرم ریخته ولی بعد از حضور دوستان و شلوغی اطرافم یادم افتاد :
ما اصاب من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراءها ان ذالک علی الله یسیر ( سوره حدید آیه 22) (این آیه ربطی به حال و روز من ندارد مال ائمه است)
و آیه ای دیگر که متنش را یادم نیست مضمون این است که هر بدی به شما میرسد از خودتان است و هر خوبی میرسد از خداست (برید تحقیق کنید نادیده نپذیرید که دین دین تعقل است )
و اما :
آقا و مولایم حسین که مصائب فراوان در دشت کربلا تحمل کرد (آیه دومی به گفته امام سجاد برای ائمه نیست آیه اولی در شان ائمه نازل شده ) هنگامی که دستش را زیر گلوی علی اصغر گرفت و خون او را به آسمان پاشید فرمود چون خدا میبیند این مصائب بر ما آسان میگردد..
بسیار اطاله کلام گردید برای اینکه مجلس مانند مجالس سنی ها نشود ذکر مصیبتی می کنیم باشد که بر وبلاگمان نظری از سوی صاحب و مولایمان انداخته شود:ذکر مصیبت
| |
سلام علیکم
![]()
اخیرا یه وبلاگی رو دیدم که برای آقا فرزاد حسنی اونقده نوشابه و آب هویج وآب طالبی باز کرده بود اووه ه ه ه ه ه
که دیگه نگو و نپرس البته جمعی از خواهران مومن و انقلابی و شهید پرور بودند
که وبلاگشون شبیه آلبوم عکس آقا فرزاد بود و ابتدا تذکر داده بودن که فکر بد نکنین
واما این آقا فرزاد قصه ما در یکی از این روزها میره رو آنتن همه خونه ها یه مهمونی هم دعوت میکنه که از خوهران دامدار کشور بزرگمان
بودش اره ه ه ه جونم بر اتون بگه که این ابجی ۲ تا گوسنفد تحویل گرفته بودشششش و با کلی تلاش و مهیا نمودن لوازم لهو لعب ( اه وا خاک عالم تو ملمکت اسلامی و این کارا) و عیش نوش در مدت کوتاهی تعداد این گوسفندان را به ۱۰۰ تا افزایش داده بود
حالا نگو و نپرس که آقا فرزاد هم دلش خواسته که یکیه صد تا بشه بله چی میگه
خبر رو بخونید تا مطلب رو بگیرید :
خبرگزاري انتخاب : دیشب (یکشنبه شب) در برنامه زنده شبکه سوم سیما فرزاد حسنی در پایان برنامه از یک خانم دامدار نمونه یاد کرد که چند گوسفند تحویل گرفته و صدها گوسفند تحویل داده است.
به نوشته عصر ایران، وی در ادامه گفت: مثلا اگر من فرزاد حسنی را تحویل این خانم دهید، 30 تا فرزاد حسنی از او تحویل خواهید گرفت!
حسنی همچنین چندی پیش در یک برنامه رادیویی به انتقاد از نوع مواجهه مردم با پدیده فیلم های خصوصی بازیگران و ورزشکاران پرداخت و در پایان گفت: CD خود ما هم در دست تهیه است!
خبرگزاری انتخاب
حالا به علت رعایت موازین شرعی در مورد فیلم خصوصی ایشان اظهار نظر نمیکنیم
نکته : ما منظور ایشان را از فیلم خصوصی نمیدانیم چون فیلم بازیگر زن تلویزون را ندیدیم که بدانیم بازی با ناموس انسانها شده بود پس خوش به حالت فرزادی
نتیجه :البت اعتماد بنفس زیادی داشتن (از خود متشکر بودن ) این سوتی ها رو داره بله دیگر عرضی نیست و البت ملالی نیست جز دوری شما
نکته : ما یک حسنی میشناختم (امام جمعه ارومیه ) که زیاد سوتی میده ولی واقعا نقطه اتکاء مردم آذربایجان غربیه اما این حسنی پریم دیگه یه تخته کمتر از اون حسنیه این از علایم اخر زمانه که هم سوتی میده هم ابروهاشو او سوز
از دوستان خوبم که لطف میکنن و سر میزنن کلی زیاد مرسی
شماها چقده خوبین![]()
این علی آقا که ماشا اله هزار ماشااله که همیشه آنلاینه اینم لینکش چقده هم با محبته علی آقا راستس برای خودش برو بیایی هم داره
آبجی فاطمه که خداییش خیلی شرمنده میکنه لینکش که بین پیونهای وبلاگ هستش اسکیس زندگی
یه دوست تازه که بچه تبریز هم هست این هم لینکش صدای خاموش
و بقیه دوستان بهر حال خیلی ممنون.
آقایون و خانومها خبره تازه بههههههههه بووووووووووووو بهههههههههه بوووووووووووو
سیب زمینی و گوجه اصل فرنگی وادراتی (وارداتی) الان یتیشدی(رسید)![]()
خانه واده های موحترم الیوم به سورا (بعد) دیگهی برای خریدنی گوجه به قیمت نازیل دیگر نیازی به رفتن در خوونه دوهتور (دکتر) ماحمیید(محمود) یوخدی (نمیباشد) بهههههلییییی (بله)![]()
اخبار شهر شهید پرور و و آلوده (منظورم هواست) تبریز
اعلام فرمودند که برای خریدن گوجه اصل فرنگ (لامصبها)
و سیب زمینی حتما ۳۵۰ تومان (برای سیب زمینی) بدید بیشترشو بدید تقصیر خودوتونه بعدا نگید گرانی و ماها نگفتیم هااااااااا![]()
تبصره : خیلی مهمه هنگام خرید توجه داشته باشید که این قیمت برای اقلام وارداتی این کالا میباشد و برای اقلام غیر وارداتی این قیمت معتبر نمیباشد.
اینو جدی گفتم.
نقد: آقایون خانومها بعدا بگید که دولت مهرورز کشور جمهوری اسلامی کشوری برای ما مهر ورزی نکرد
اوهوی
کشاورز شهر بزرگ ایلخچی
(در ورودی این شهر پیاز به عنوان سنبل گذاشته اند سیب زمینی هم دارند)
تو برو احتکار کن خیال میکنی که این اقا محمود بفکر تو هست به فکر من نیست اره حالا بگیر این هم سهم تو یادت نره خونمه کردی ویروووووون خونمه کردی ویروووون (یک تیکه از آهنگ غربزده بی ناموسی) ![]()
خوب ما گفیم شما هم خوندید .اما اصل قضیه اینه که بقول دکتر حداد عادل :![]()
دولت آبی بر آتش گرانی بیفکند
خداییش بیداد میکنه
خوش باشید![]()
سلام عليكم و رحمه اله و بركاته
راويان اخبار و ناقلان آثار طوطيان شكر شكن شيرين گفتار همي نصيحت ميكنند كه ثبث خاطرات و ماوقع روزانه بر جريده دنياي مجازي بعد از مدت زماني كه باز خواني ميشواد باعث فرح درون و شعف لبون شادي انبان سينه ميگرداد.![]()
بر آن شدم يكي از وقايع را بر اين صفحه بنگارم باشد كه يادگاري از ايام شباب بر صفحه اي ماندگار ثبت گردد.
باري رفقا ديروز از براي بازرسي و پشتيباني رايانه از ديارتبريز عزم سفر كردم تا با مركب رهوار خويش به شهركي در20كيلومتري ديارم برسم از محل كسب حلالم كارت ظهور غيابم را بر دستگاهي كشيدم بيرون زدم .![]()
كليد بر درب نهاده و درب پيكان (ملقب به ذوالجناح
) را گشوده و چونان والي يان
(پرزيدنت )بر پشت مركب همي نشستمو استارت زدم باري به علت خوردگي دنده فلاي ول چندين بار اين عمل تكرار شد (غغغغغغغغغغ غغغغغغغغ غغغغغغغغغغغغ اي هي هي هي روشن شد) و انگاه لجام (فرمان) بر كف گرفته و راهي شدم در راه بسي شعف به ما دست داد چون تعدادي چند از مركب ها را با سبقاتي پشت سر نهاديم تا به دانشگاه سهند رسيديم به اتاق مربوطه مراجعت كرده و با استقبال مريداني چند كه در پاچه خواري كم از خودم نداشتند (دست بالاي دست بسيار است) مواجه شدم چونان فراعنه مصر بر مسند رياست جلوس كرديم و بادي در غب غب انداخته و مشغول سين جين شديم (طفلكي ها ) . چونان مرغ پركنده هركدام به سويي دويده و نيازها را يكي بعد ديگري برآورده ساختند باري مستحق بودند كه عنوان فعال را بگيرند ولي از باب ديسيپلين مديريت عنوان نيمه فعال را بر ايشان ثبت نموده و قيام نمودم از والي وقت اتاق(كه بنده بودم )سوال گرديد كه آيا مركبي رهوار ميخواهيد تا برساندتان كه با طعنه فرموديم وسيله اي هست كه وزنمان را تحمل كناد باري از ساختمان بيرون رفته بسوي پاركينگ روان شديم از دور نگاهي بر ذوالجناح كرديم بناگاه بر ما مسجل گرديد كه ذوالجناح چونان الاغ چولاغ(به معناي لنگان) با چشمان گشاد بر ما مينگرد چشمتان روز بد را نبيناد ماشين پنچر بود اكنون جاي بامزه داستان از اين جا شروع ميشود.
جك را پايين آورده زديم زير ماشين آچار را انداختيم هرچه فشار داديم انگار نه انگار كه مهره است آقا باز نشد كه نشد آوردم روغن ترمز ريختم آقا نشد كه نشد چه كنم چه نكنم بالاخره مجبور شديم تلفن به مريدان زديم با كلي عذر خواهي فرمودیم ما مركبمان نعل انداخته آيا نعلبند ماهر در ميان شما يافت ميشود (قطعا دلشان خنك شد ) معروض داشتند اكنون با نعليندي به خدمت ميرسيم بماند كه كلي مرا سر كار گذاشتند تا آمدند تا رسيد به نعلبند همي دستور داد نعل مركب مهندس را تعويض كن طفلي هر چه كرد نتونست (اهالي فن ميدانند پيچ ها را بادي بسته بودند) از ديگر كس آشنا كمك گرفتيم با مصيبتي خلاصه تاير رو عوض كرديم كه نگو و نپرس در انتهاي كار پرسيدند آقا مهندس ان شااله دفعه بعد ما ديگه فعال ميشيم با حالت محقرانه فرموديم صد البت كه شما اكنون هم فعاليد .
نتيجه : بر در بام رياست مرو از باد غرور كه ترا عاقبت اين باد ز بام اندازد
میخواستم یه مطلب در مورد امام حسین بنویسم ولی با وجود اطلاعاتی که در اینترنت هست بهتر دیدم ۲تا لینک که خوبند برای این موضوع بذارم که قطعا از مطالب من بهترند
اولی یه مجله الکترونیکی هستش که مطالعه اش رو به بچه شیعه های حسینی توصیه میکنم و اگر عزیز سنی به وبلاگم سر زد نمیخواد به لینک زیر سربزنه ناسلامتی شیعه و سنس برادرند![]()
دومی سایت استاد مطهری که خدا رحمتش کنه کتاب حماسه حسینی و بقیه کتابها هستش
اما چند نکته رو بگم
خدا رحمت کنه رفتگان کسی که نماز ظهر عاشورا رو رواج دادند
خدا هدایت کنه کسانی که ناخواسته مراسم عزاداری آقام حسین با کاراشون لکه دار میکنند
خدا نگذرد از اعمال کسانی که دانسته و آگاه دل آقا امام زمان رو با کارهاشون به درد میارندومانع نزول رحمت خدا بر زمین و سرزمین ما میشند
التماس دعا
وقایع اتفاقیه در شب گذشته مرا بر آن داشت که چند خطی بر این صفحه بنگارم شب گذشته بعد از مراجعت از منزل والده و ابوی بزرگوار به کلبه درویشی حقیر بر آن شدیمکه سر بر بالین نهاده و چشمانمان را از رزایل زمانه شسته و دمی آرامشی بر روح و جان خسته مان ببخشیم
باشد که نیرویی برای کسب حلال فردا مان در وجودمان پدید آید . باری از همان ابتدای استراحتمان صداهای نا همگون همسر و جیقولک خبر از شبی نا میمون داد
و شد آنچه شد وگذشت آنچه که گذشت . تا ساعت دو نصف شب بر همان منوال گذشت گهی خواب بر ما مستولی شد و گهی جیغ مادری
یا هق هق فرزندی
آرامش ما را از هم گسیخت. بر آن شدیم که گره را همی بر منوال گشایش برانیم و از بستر خواب برخاستیم و چشمتان روز بد نبیناد که برخاستنمان همان داد و بیداد همسر فداکار و مهربانمامن همان کودکی را بر آغوش وما افکنده و در حالی که ذکر فراوان در مصائب خویش و فحش و ناسزا در حق ما می فرمودند در بستر خزیده (پریده) و مالفه بر سر کشیده به اسراحت نا آرامی پرداختند. و اینک من بودم با پسری که با دنیا را به عوضش نمیکنم. هر آنچه در آستین از حیله ها و شگردها داشتم بکار بستم و کارگر نشد که نشد دست آخر بر آن شدیم که چراغ را روشن کرده و مشغول باز شویم
. و اینکار را انجام دادیم و جای شما خالی آقاهه نصف شب ساعت 3 هوس بازی میت تاون(این واژه منحوس نام بایی در رایانه میباشد) کرده بود که با هزار شگرد به بازی موجود در تلویزیون(جعبه جادویی) رضایت داد باری چنان مشغول بازی گشتیم که انگار نه انگار که نصف شب است
و مادر کودک از دست ما در رفته است بناگاه فرزند که از غیبت مادر آگاه شد دوان دوان به سوی در دویده و چنان جیغی با هارمونی مامانی زد که به حتم همسایگانی که در اثنای شب شب زنده دار و مشغول فعالیت های مشروع خیش بودند دمی صبر را بر ادامه کار ترجیح دادند
و آنان که خفته بودند شاید از خواب پریدند
که با تذکر همسر صبورم کار جیغ فرزند خاتمه یافت
.باری خروسخوان صبح بود که دیگر بار سر بر بالین نهادیم و بزور بنده به نماز خواندنم رسیدم و همسر متدینم نماز را بر قضا سپردند.وما امروز 2 ساعت دیر در محل کار حاضر شدیم.
نتیجه : المال و البنون فتنه
ولی خدایش دردسر هم باشه (بچه رو میگم)خیلی باحاله
نکته : فرزند گرام ا سال و 7ماهشه خداد قسمت همتون کنه الهی
این عکس پایین از رضازاده رو صبح دیدم حیفم اود شما نبینین مال سایت بازتانه لینکشو هم گذاشتم برید ببنید 

شيعيان ديگر هواي نينوا دارد حسين
روي دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبه جدش اشكي شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
مي برد در كربلا هفتاد دو ذبح عظيم
بيش از اين ها حرمت كوي منا دارد حسين
پيش رو راه ديار نيستي كافي اش نيست
اشك وآه عالمي هم در قفا دارد حسين
بسكه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
كسي نمي داند عروسي يا عزا دارد حسين
رخت وديباج حرم چون گل به تاراجش بردند
تا به جائي كه كفن از بوريا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور بود وسر غيب
ورنه اين بي حرمتي ها كه روا دارد حسين
سروران پروانگان شمع رخسارش ولي
چون سحر روشن كه سر از تن جدا دارد حسين
سربه راه دل نهاد راه پيماي عراق
مي نمايد خود كه عهدي با خدا دارد حسين
او وفاي عهد را با سر كند سودا ولي
خون به دل از كوفيان بي وفا دارد حسين
دشمنانش بي امان ودوستانش بي وفا
با كدامين سر كند مشكل دوتا دارد حسين
هر زمان از ما يكي صورت نما دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي كند
عزت وآزادگي بين تا كجا دارد حسين
دشمنش هم آب مي بندد به روي اهل البيت
داوري بين با چه قوم بي حيا دارد حسين
بعد از اين اش صحنه ها وپرده ها اشكست وخون
دل تماشا كن چه رنگين پرده ها دارد حسين
ساز عشق است وبه دل هر زخم پيكان زخمه اي
گوش كن عالم پر از شور ونوا دارد حسين
دست آخر كز همه بيگانه شد ديدم هنوز
با لب خنجر نگاه آشنا داردحسين
شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خدا
جاي نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين
اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار
كاندرين گوشه عزاي بي ريا دارد حسين
این خبر هم خالی از لطف نیست دیدار لاریجانی و رایس
به نقل از کتاب
تاب لمعات الحسین
در اين حال، از كثرت زخمها و جراحات وارده، ضعف بر آن حضرت آنقدر شديد بود كه ايستاد تا بيارامد؛ كه مردي سنگ بر پيشانيش زد و خون بر صورتش جاري شد. و با لباس خود خواست تا خون را از دو چشمش پاك كند كه مرد ديگري به تير سه شعبه قلب مباركش را هدف ساخت. پسر رسول خدا، به خدا عرض كرد:
بِسْمِ اللَهِ وَبِاللَهِ وَعَلَي مِلَّه رَسُولِ اللَهِ. وَرَفَعَ رَأْسَهُ إلَي السَّمَآءِ وَقَالَ: إلَهِي! إنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقْتُلُونَ رَجُلاً لَيْسَ عَلَي وَجْهِ الاْرْضِ ابْنُ نَبيٍّ غَيْرُهُ!
در صورت مراجعه لطف کنید در نظر سنجی شرکت کنید
یادتون هست (اونهایی که سنشون قد میده )![]()
توجه توجه علامتی که هم اکنون میشنوید .....وضعیت قرمز اووووووووووووووووااااااااااوووووووووووووووووااااااااااا
راستش انگاری حمله امریکا به ایران جدیه میگن ۱۰۰۰۰ هزار نقطه حساس نظامی و صنعتی رو در نظر گرفته برای زدن گوش بوش کر ظاهرا این جایی هم بنده نشستم یکی از اون جاهاست![]()
البته اگه بخواد با توپ اینجا رو بزنند ما توپشون رو پاره میکنیم که دیگه اینورها توپ نندازند![]()
خلاصه همگی اماده بشیم که برید جبهه ما هم پشت جبهه در خدمت مردم شریف و شهید پرور هستیم
این روزها آقا محسن تو تلوزیون و بازتاب هی آلارم میده خدا بخیر بگذرونه
راستی اومدید نظرتون رو در مورد قضیه ایران و آمریکا حتما بگید برام مهمه
مخلص همگی
قل یا عبادی الذین امنو لاتقنطو من رحمه اله ان اله یغفر ذنوب جمیعا
فرا رسیدن ایام محرم و شهادت مظلومانه آقا و مولایمان حسین ابن علی و یاران با وفایش را به همه عاشقان اهل بیت تسلیت میگویم امید که همه ما بر هدف این نهضت عظیم و اثر گذار در تاریخ دقیق شویم و از رهپویان راستین مولایمان حسین باشیم
التماس دعا
در مقامی که صدارت به فقیران بخشــــــند چشم دارم که به جاه از هـــــــمه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خـــــــطرهاست در آن شرط اول قدم آن اســــــت که مجنون باشـــی
نقطه عشق نمودم بتو هان ســــــهو مکن کی روی ره زه که پرسی چه کنی چون باشی
از حضرت علی درباره ایمان پرسیدند:
فرمود ایمان برچهار پایه استوار است ۱- شکیبایی ۲- یقین ۳- عدل ۴- جهاد
که شکیبایی بر چهار شاخه است
۱-۱ آرزومند بودن : کسی که مشتاق بهشت شود شهوت را ازدل میزداید
۱-۲ ترسیدن : کسی که از دوزخ ترسید از آنچه حرام است دوری میگزیند
۱-۳ پارسایی : آنکه ناخواهان دنیا شود مصیبتها بر او اسن شود
۱-۴ چشم امید داشتن : آنکه در مرگ چشم داشت در کارخیر پا پیش نهد
۲- یقین بر چهار شاخه است :
۲-۱ بینایی زیرکانه
۲-۲ در یافت عالمانه
۲-۳ پند گرفتن از گذشته
۲-۴ روفتن به روش پیشینیان
کسی که زیرکانه ببیند حکمت بر وی آشکار گردد و سپس عبرت آموزد چنان شد که باپیشینیان زندگی در نوردیده است
بقیه رو بعدا مینویسم ..............